مهدیار پهلوون
سلام مهدیار جونم.gif)
عمه جون داری کم کم قوی میشی ها
. مامانیت میگفت مهدیار میتونه با دستش ملافشو بکشه ، راستی شیطونم شدی گل پسر موهای مامانتم میکشی
مامانی رو اذیت نکنی ها آخه خیلی واست زحمت میکشه ..gif)
.gif)
دیروز اومدم پیشت بازم مثل همیشه خواب بودی .
کلی باهات بازی کردیم ، بابات بغلت میکرد تا بلاخره شازده پسر ما یه کوچولو چشاشو باز کرد تا دل ما نشکنه . البته خیلی خوبه که تو آرومی و زیاد گریه
نمیکنی قربونت برم .
خدا رو شکر زردی هم هم نگرفتی چون مامان و بابات خیلی مراقبت بودن فرشته کوچولو .gif)
.gif)
فردا مادرجونت واست مهمونی گرفته قراره همه ی اعضای فامیل بابات بیان روی ماهت رو ببینن قند عسل . منم خیلی خوشحالم که تو قرار بیای خونه ما .gif)
.gif)
قربون چشات برم عمه جون :.gif)

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مهدیار پهلوون 





